###دلتنگی###
http://golshiftehgroup.blogfa.com/post-37.aspx
وقتی کسی رو دوست داری حاضری ،جون فداش کنی . حاضری دنیارو بدی فقط ،یه بارنگاش کنی به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی. دور همه چیز خط بکشی، حتی رو برگ زندگی . وقتی کسی رو دوست داری ،حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته ،عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیا رو ،به خاطر اون میزنی. خیلی چیزها رو میشکنی ،تا دل اونو نشکنی. حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم اما صداشو بشنوی، شب از میون دوتا سیم حاضری قلب تو باشه ،پیش اون گرو فقط خدا نکنه ،بهت بگه برو حاضری هر چی دوست داشتی ،به خاطرش رها کنی حسابتو،حسابی از مردم شهر جدا کنی وقتی بشینه پلو دلت، از همه دنیا میگذری تولد دبارته، وقتی اسمشو میبری حاضری جونتو بدی ،یه خار تو دستاش نره حتی یه ذره گرد و غبار، تو چشماش نره حاضری مسخرت کنن ،تموم آدمهای شهر اما نبینی ،باهات کرده یه لحظه قهر حاضر هر جا که بری،به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی، و به شونه هاش تکیه کنی شعر از معصومه (((شیوا)))
يك :دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم. دو :هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود. سه :اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد. چهار :دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند. پنج :بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه د ر كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد. شش :هرگز لبخند را ترك نكن. حتي وقتي ناراحتي. چون هر كس ممكن است عاشق لبخند تو شود. هفت :تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. هشت :هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران. نه :شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي. ده :به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن. يازده :هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني. دوازده :خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آن كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد. سيزده :زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري. مادرم می گفت عاشقی یک دقیقه است و پشیمونی هزار سال و من الان هزار سال است پشیمونم که چرا عاشق شدم. هیچ وقت آرزو نکن که تو دنیا جای کسی باشی چون اگر آرزوت بر آورده بشه جات تو دنیا خیلی خالیه به آنان که زمستان را دوست ندارن بگو:زمستان همان بهاری است که عاشق شده. چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون مثل من که نشستم زیر بارون تو زمستون همیشه فکر کن تو یه شیشه زندگی میکنی که با اولین سنگی که پرتاب میکنی زندگی خودتو بشکنی اینو بدون که هیچ وقت به خودمون مغرور نشیم. چون برگ وقتی می افته که فکر میکنه طلا شده. برایش آسمون باش که تا ابد بالای سرش باشی اگر کسی را دوست داری,نه برایش ستاره باش نه آفتاب زندگی مانن جدولی است که هر کس آن را زود حل کند جایزه اش مرگ است عشق تنها گلی است که اگرآن رابه قصدتجزیه وتحلیل پرپرکنید هر گز قادر نخواهید بود آن را دباره جمع کنید اگر فرار باشد یه چیز دیگر بشم اشک میشم: که از چشمات متولد بشم و روی گونه هات زندگی کنمو و روی لبانت بمیرم. عاشق گشتم تو گفتی عاشفان دیوانه اند. تا که خود عاشق شدی , دیدی که خودت دیوانه ای سه چیز در این دنیا آهنگ خوش ندارند بشنو صدای کودکی که گریه میکندازغم بی مادری بشنو صدای مجرمی که گریه میکند از غم بیگانگی بشنو صدای عاشقی که گریه میکند از غم بی وفای هز شمشیر آنقدر زیاد است که یکی را دو تا میکند بنازم به عشق که دوتارا یکی میکند هر وقت دلم برات تنگ میشود از آسمان یک ستاره می افته پایین.تقصیر خودته اگر آسمون بی ستاره شد. ای کاش گل بودی و از باغها میچیدمت یا که طلوع بودی و از پنجره میدیدمت ای کاش چشمانت رنگ داشت چون رنگین کمان هر وقت باران می گرفت از دور می بوسیدمت در غریبی ناله کردم هیچکس یادم نکرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد ای کاش در دنیا دو چیز وجود نداشت یکی غم مردن دیگری وجود نامردان عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو من دلم می خواهد یک روز مرگ از زندگی پرسید : چرا همه تو رو دوست دارند و از من متنفرند؟ زندگی گفت: چون من یک دروغم و تو یک حقیقت. زندگی نگه دار: پیاده میشم!!!



امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چه ها می بینی
تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
همه در چهره مهتاب غم از دل شوید
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که تو هم آینه بخت غبار آگینی
باغبان خار ندامت به جگر می شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی
نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی
تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی
کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام آور فروردینی
شهریارا اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی









































































































































































































خانه ای داشته باشم پُر دوست
کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام
هر کسی می خواهد وارد خانه ی پرعشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند
شرط وارد گشتن ، شستشوی دل هاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار ؛ خانه ی ما اینجاست
تا که یار نپرسد دیگر
خانه ی دوست کجاست ؟ (شعر از شیوا) 






اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات میسپردم
اگه اسممو میخوندی دیگه از یاد نمی بردی
اگه با من تو میموندی همه دنیا رو میبردی


